<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[روایت‏های آسمانی]]></title>
		<link>http://revaiat.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[می نویسم و نگاهم به آسمان است، در انتظار سپیده!]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[زندگی‌نامه سردار شهید سید محمد علی جهان آرا]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/03/03/post-59/</link>
					<description><![CDATA[<FONT color=#003399 size=2><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt">
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p>&nbsp;<IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-1.jpg" align=baseline border=0></o:p></SPAN></P></SPAN></FONT>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt"><FONT size=1>تولد و کودکی</FONT></SPAN><SPAN lang=AR-SA>:</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> در سال&nbsp;۱۳۳۳ در خانواده‌ای مستضعف، مسلمان، متعهد و دردکشیده در خرمشهر متولد شد. پایبندی خانواده او (به‌ویژه پدرش) به اسلام باعث گردید که عشق به خدا و خاندان عصمت و طهارت(ع) در جان و قلب محمد ریشه دوانَد و به فراگیری قرآن مجید بپردازد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #0099ff">برای مطالعه‏ی زندگی‏نامه کامل و آگاهی از نحوه شهادت، لطفاً ادامه مطلب را کلیک کنید.</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA dir=ltr style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #0099ff"><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN> </SPAN></P><P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA></SPAN></B></FONT>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>فعالیت‏های سیاسی – مذهبی</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> : فعالیت‏های سیاسی - مذهبی شهید جهان‌آرا از شرکت در جلسات مسجد امام صادق(ع) خرمشهر شروع شد. واز همان زمان، مبارزه جدی او علیه طاغوت آغاز شد. در سال&nbsp;۱۳۴۸ (در سن&nbsp;۱۵ سالگی) تحت تأثیر جنبش اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) همراه عده‌ای از دوستان فعال مسجدی‌اش وارد مبارزات سیاسی شد. ابتدا به برپایی جلسات تدریس و تفسیر قرآن در مساجد پرداخت؛ ضمن آنکه در مبارزات انجمن‏های اسلامی دانش‌آموزان نیز شرکتی فعال داشت. در اواخر سال&nbsp;۱۳۴۹ همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد. افراد این گروه میثاقی را نوشته و امضا کردند و در آن متعهد شدند که تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) تا براندازی رژیم منفور پهلوی از هیچ کوششی دریغ نکرده، از جان و مال خویش برای تحقق این امر مضایقه نکنند. بعد از آن، برای عمل به مفاد عهدنامه و به منظور خودسازی، روزه می‌گرفتند و به انجام عباداتشان متعهد بودند. این گروه برای انجام نبردهای چریکی، ورزش و آمادگی جسمانی را در برنامه‌های روزانه خود قرار داده بودند تا در ابعاد جسمانی و روحانی، خود ساخته شوند. در سال&nbsp;۱۳۵۱ این تشکل به وسیله عوامل نفوذی از سوی رژیم منحوس پهلوی شناسایی شد و شهید جهان‌آرا، به همراه سایر اعضای آن دستگیر گردیدند. پس از مدتی شکنجه و بازجویی در ساواک خرمشهر، سید محمد به علت سن کم، به یک سال زندان محکوم و به زندان اهواز منتقل گردید. مدتی که در زندان بود در مقابل شدیدترین شکنجه‌ها مقاومت می‌کرد، به همین جهت دوستانش همیشه از طرف او خاطر جمع بودند که هرگز اسرار و اطلاعات را فاش نخواهد کرد. ایشان با اخلاق و رفتار پسندیده و حسن برخوردش، عده‌ای از زندانیان غیرسیاسی را نیز به مسیر مبارزه و سیاست کشانده بود. پس از آزادی از زندان، پرتلاش‏تر از گذشته به فعالیت خود ادامه داد و ساواک او را احضار و تهدید کرد تا از فعالیت‏های سیاسی و اسلامی کناره‌گیری کند. تهدیدی بی‌نتیجه، که منتهی به نیمه مخفی شدن فعالیت‏های او و دوستانش گردید</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399><IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-2.jpg" align=baseline border=0>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>پس از اخذ دیپلم (در سال ۱۳۵۴) برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد و برای شکل‌گیری انجمن اسلامی این مرکز دانشگاهی تلاش نمود. در این زمان در تکثیر و پخش اعلامیه‌های امام امت(ره) و نیز انتشار جزوه‌ها و بیانیه‌های افشاگرانه علیه سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم فعالیت می‌کرد. در سال ۱۳۵۵ به دلیل ضرورتی که در تداوم جهاد مسلحانه احساس می‌کرد به گروه منصورون پیوست. از همین دوران بود که به دلیل ضرورتهای کار مسلحانه مکتبی، ناچار به زندگی کاملاً مخفی روی آورد. سال&nbsp;۱۳۵۶ مامور جابجایی مقادیری سلاح از تهران به اهواز شد. در حالی که گروه توسط عوامل نفوذی ساواک شناسایی شده و گلوگاههای جاده تهران – قم توسط مامورین کمیته مشترک ضدخرابکاری کنترل می‌شد، وی ماهرانه خودرو حامل سلاحها را از تور ساواک عبور داد و به اهواز رساند با همین سلاح‌ها محمد و دوستانش دست به اجرای تعدادی عملیات مسلحانه (هماهنگ با اعتصاب کارگران شرکت نفت در اهواز) زدند. در کنار فعالیتهای مسلحانه، امور سیاسی – تبلیغی را نیز از یاد نمی‌برد و دامنه فعالیتهایش را به شهرهای تهران، قم، یزد، اصفهان و کاشان گسترش داد. در تاریخ&nbsp;۲/۲/۱۳۵۷ سیدعلی جهان‌آرا، برادر سیدمحمد نیز توسط ساواک به شهادت می‌رسد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>فعالیت‏های دوران انقلاب : در بهار و تابستان سال&nbsp;۱۳۵۷ محمد تصمیم می‌گیرد تا به منظور گذراندن آموزش و کسب تجارب نظامی بیشتر همراه با عده‌ای از دوستان خود به سوریه و اردوگاههای مقاومت فلسطین برود. شهید حجت‌الاسلام سیدعلی اندرزگو مسئولیت اعزام سید محمد و دوستانش را عهده‌دار می‌شود. پس از اعزام گروهی از یاران محمد و همزمان با راهی شدن خود او، کشتار مردم تهران در میدان ژاله سابق توسط رژیم صورت می‌گیرد که محمد را از رفتن به خارج منصرف می‌نماید. او تصمیم می‌گیرد در ایران بماند و به مبارزه در شرایط حاد آن دوران ادامه دهد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;<IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-3.jpg" align=baseline border=0></FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>در پاییز سال&nbsp;۱۳۵۷ در پی اعزام تانک‌های ارتش رژیم شاه به خیابان‌های اهواز و کشتار مردم، سید محمد و دوستانش تصمیم به دفاع مسلحانه از مردم تظاهر کننده می‌گیرند. در یک درگیری سنگین با نیروهای زرهی رژیم، حدود 30 نفر از مزدوران و چماقداران&nbsp;طاغوت را مجروح می‌کنند و سالم به مخفی‌گاه خویش باز می‌گردند. با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن&nbsp;۱۳۵۷ سید محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر باز می‌گردد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA><STRONG><FONT size=1>تشکیل کانون فرهنگی نظامی خرمشهر</FONT></STRONG> : به منظور حراست از دست‌آوردهای فرهنگی، سیاسی انقلاب اسلامی و تلاش در جهت تعمیق و گسترش آنها و جلوگیری از تحقق توطئه‌های عوامل بیگانه، که با طرح مساله قومیت و ملیت سعی در ایجاد انحراف در ادامه مبارزه و مسیر انقلاب داشتند، شهید جهان‌آرا همراه عده‌ای از یاران خویش کانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر را تشکیل داد تا با بسیج مردم و نیروهای جوان و تشکل حرکت سیاسی‌شان، آنان را در دفاع از انقلاب و مقابله با توطئه‌های دشمنان آماده نماید. شهید جهان‌آرا خود مسئولیت شاخه نظامی کانون را عهده‌دار گردید و با توجه به تجربیات و آگاهیهای نظامی، به آموزش برادران و سازماندهی آنان پرداخت و با عنایت به اطلاعاتی که از جنگ چریکی و شهری داشت، شهر را به چندین منطقه تقسیم کرد و مسئولیت حفاظت از هر منطقه را به عهده تیمهای مشخص نظامی گذارد که شاخه نظامی کانون به عنوان واحد اجرایی دادگاه انقلاب عمل می‌کرد. کانون توانست به یاری دادگاه انقلاب، عده‌ای از عمال حکومت نظامی و برخی از سرمایه‌داران بزرگ را، که عوامل مزدور بیگانه توسط آنان کمک مالی می‌شدند، دستگیر و به مجازات برساند</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>تشکیل سپاه خرمشهر و مقابله با توطئه‌ها</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> : شهید جهان‌آرا در شکل‌گیری سپاه خرمشهر نقش فعال و اساسی داشت و ابتدا مدتی مسئولیت واحد عملیات را به عهده گرفت. در آن زمان با توجه به ضعف عملکرد دولت موقت در تامین خواسته‌های طبیعی و اولیه مردم محروم منطقه،‌ گروهکهای چپ و راست تلاش داشتند تا با طرح ضعفهای ناشی از حکومت ستمشاهی، نظام و کل حاکمیت آنرا زیر سئوال برده و مردم را نسبت به انقلاب و رهبری آن بدبین و به مقابله با آن بکشانند. جریان منحرف و وابسته «خلق عرب» نیز به عنوان یکی از ابزارهای استکبار جهانی، در منطقه قد علم کرده بود تا برای اشاعه اهداف استکبار، با پشتیبانی حزب بعث عراق، اعلام موجودیت نماید و عملاً با طرح اختلاف شیعه و سنی،‌ برای تجزیه خوزستان و رویارویی همه جانبه با نظام جمهوری اسلامی ایران برخیزد. شهید جهان‌آرا در این شرایط به فرماندهی سپاه خرمشهر منصوب شد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399><IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-4.jpg" align=baseline border=0>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>شهید جهان‌آرا با به کارگیری پاسدارن انقلاب و همکاری مردم، این آشوب را سرکوب و با عناصر فرصت‌طلب قاطعانه برخورد کرد و به لطف خدای تبارک و تعالی بساط این گروهک ضدانقلابی برچیده شد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN> <SPAN lang=AR-SA>از اقدامات مهم و حیاتی شهید در این زمان، تشکیل یک واحد عمرانی در سپاه بود؛ زیرا جهادسازندگی در این شهر هنوز راه‌اندازی نشده بود. ایشان برادران سپاه را برای حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب و ایستادگی در مقابل عوامل بیگانه تشویق و ترغیب می‌کرد تا به خدمت و امداد برادران روستایی و عرب ساکن در نقاط مرزی که در معرض تهاجم فرهنگی عوامل بیگانه قرار داشتند، بشتابد و با کار عمرانی و فرهنگی زمینه‌های عدم پذیرش در مقابل نفوذ دشمن را در مردم تقویت کنند. در واقع وی دو عامل فقر و جهل را زمینه اساسی فعالیت ضدانقلاب در منطقه می‌دانست و با درک این مساله ضمن تکیه بر مبارزه پیگیر علیه عوامل بیگانه، به ضرورت کار فرهنگی و تامین نیازهای مردم منطقه اصرار فراوان داشت</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt"><FONT size=1>نقش شهید در خنثی‌سازی کودتای نوژه</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> : شهید جهان‌آرا در جریان کودتاه نوژه به منظور جلوگیری از هرگونه حرکت و اقدام ضدانقلاب در پایگاه سوم دریایی خرمشهر، از سوی شورای تامین استان خوزستان به سمت فرماندهی این پایگاه منصوب گردید و به کمک نیروهای مومن و معتقد، تا تثبیت اوضاع و کشف بخشی از شبکه کودتا در میان عناصر نیروی دریایی، این مسئولیت را عهده‌دار بود. ایشان ضمن اینکه با زیرکی و درایت در خنثی کردن این توطئه عمل می‌کرد، در بین پرسنل نیروی دریایی نیز از مقبولیت خاصی برخوردار بود و همه مجذوب اخلاق، رفتار و برخوردهای اصولی وانقلابی او شده بودند</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399><IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-5.jpg" align=baseline border=0>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399></FONT></o:p></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>حماسه خونین‌شهر</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> : در غروب روز 31 شهریور 1359 شهر خرمشهر را زیر آتش گرفتند و مطمئن بودند که با دو گردان نیرو ظرف مدت 24 ساعت خواهند توانست آن را به تصرف خود درآورند و بعد از آن، از طریق پل ذوالفقاریه، به آبادان دسترسی پیدا کنند و در فاصله کوتاهی به اهواز رسیده و خوزستان عزیز را از کشور جمهوری اسلامی جدا نمایند. اما پیش بینی متجاوزین بعثی به هم ریخت و آنها در مقابل مقاوت دلیرانه مردم خرمشهر، مجبور شدند بخش زیادی از توان نظامی خود را (بیش از دو لشکر) در این نقطه، زمین گیر کرده و 45 روز معطل شوند و در نهایت پس از عبور از دو پل کارون و بهمنشیر، آبادان را به محاصره در آورند. شهید جهان آرا در مورد یکی از صحنه های این حماسه عاشورایی می گوید: «امیدی به زنده ماندن نداشتیم. مرگ را می دیدیم. بچه ها توسط بی سیم شهادتنامه خود را می گفتند و یک نفر پش بی سیم یادداشت می کرد. صحنه خیلی دردناکی بود. بچه ها می خواستند شلیک کنند، گفتم: ما که رفتنی هستیم، حداقل بگذارید چند تا از آنها را بزنیم، بعد بمیریم. تانکها همه طرف را می زدند و پیش می آمدند. با رسیدن آنها به فاصله صد و پنجاه متری دستور آتش دادم. چهار آرپی جی داشتیم، با بلند شدن از گودال، اولین تانک را بچه ها زدند. دومی در حال عقب نشینی بود که به دیوار یکی از منازل بندر برخورد کرد. جیپ فرماندهی پشت سر، به طرف بلوار دنده عقب گرفت، با مشاهده عقب نشینی تانک، بلند شدم و داد زدم: الله اکبر، الله اکبر، ... حمله کنید؛ که دشمن پا به فرار گذاشته بود...». جانباز عزیز جنگ، برادر محمد نورانی در این باره می گوید:<o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>«وارد حیاط مدرسه شدم. بوی باروت شدید می آمد. در داخل ساختمان دیدم قتلگاه روز عاشورا است. همین طور بچه ها در خون خودشان می غلطند. اسلحه ام را برداشتم آمدم بیرون، شهید جهان آرا تازه رسیده بود. گفتم: دیدی همه بچه ها را از دست دادیم! در حالی که شدیداً متأثر شده بود، مثل کوه، استوار و مصمم گفت: اگر بچه ها را دادیم اما امام را داریم، ان شاء الله امام خمینی(ره) زنده باشد». <o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>آنها بادست خالی در حالی که اسلحه و مهمات نداشتند و سیاست بازانی چون بنی صدر ملعون و مشاورین جنگی او معتقد بودند که خرمشهر و آبادان ارزش سیاسی – نظامی ندارد، باید زمین داد تا از دشمن، زمان گرفت و ... با چنگ و دندان شجاعانه قدم به قدم و کوچه به کوچه با مزدوران بعثی جنگیدند و به فرمان رهبر و مقتدای خود، مردانه ایستادگی کردند و با توجه به اینکه پاسداران سپاه خرمشهر کم بودند با عده ای از مردم مسلمان و مؤمن، مانع اشغال شهر شدند. تا اینکه رزمندگان، خودشان را در گروه های کوچک (در حد دسته و گردان) به آنها رسانده و تحت فرماندهی این سردار دلاور اسلام علیه دشمن وارد عمل شدند. در این مرحله شهید جهان آرا با سازماندهی مناسب نیروهای سپاه و مردمی و به کارگیری به موقع رزمندگان اسلام، عرصه را بر نیروهای عراقی تنگ کرده بود. اما فشار دشمن هر روز بیشتر می شد و ادوات و تجهیزات جنگ زیادی را وارد عمل می کرد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>. </SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>برادری تعریف می کند: «روزهای آخر این مقاومت بود که بچه‌ها با بی سیم به شهید جهان‌آرا اطلاع دادند که شهر دارد سقوط می‌کند. او با صلابت به آنها پیام داد که باید مواظب باشیم ایمانمان سقوط نکند».<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>شهید جهان‌آرا می‌گفت: «آرزو می‌کنم در راه آزاد کردن خونین‌شهر و پاک کردن این لکه از دامان جوانان، شهید شوم». او و همرزمانش با توکل به خدا، خالصانه جانفشانی کردند. در برابر دشمن ایستادند و با فرهنگ شهادت‌طلبی در برابر دشمن تا دندان مسلح، مقاومت کردند و زیر بار ذلت نرفتند و یکبار دیگر حماسه حسینی را در کربلای ایران اسلامی تکرار نمودند</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>سردار غلامعلی رشید در ارتباط با این حماسه به لحاظ نامی می‌گوید: «مقاومت در خرمشهر نه تنها در وضعیت مناطق مجاورش مثل آبادان اثر مستقیم داشت، بلکه در سرنوشت کلی جنگ نیز تاثیر گذاشت و باعث تاخیر حمله عراقیها به اهواز گردید و آنها نتوانستند در ادامه جنگ، به اهداف خود برسند. برادر عزیز شهید جهان‌آرا با الهام از سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش به ما آموخت که چگونه باید در برابر دشمن مردانه جنگید».<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;<IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-6.jpg" align=baseline border=0></FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399></FONT></o:p></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>ویژگی‏های اخلاقی</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> : شهید جهان‌آرا در کنار فعالیتهای گسترده نظامی، به مسئله خودسازی و جهاد با نفس و کوششهای عرفانی در جهت تقرب هرچه بیشتر به خداوند با تلاوت پیوسته قرآن، دعا و تلاش برای افزایش میزان آگاهیهای سیاسی و اجتماعی توجه ویژه‌ای داشت. از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردار بود و نفوذ کلام عجیبی داشت. خوش خلقی، قاطعیت، خلوص، تقوی، توکل، فداکاری، اعتماد عمیق به ولایت فقیه و حضرت امام(ره) و خستگی‌ناپذیری از خصوصیات بارز وی بود</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>. </SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>شهید جهان آرا خطاب به برادران رزمنده می‌گفت: «انقلاب بیش از هرچیز برای ما یک امتحان الهی و یک آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان آن امتحان باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت، محکم بایستیم و از طولانی شدن دوران امتحان و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینکه خود را از قید افکار شرک‌آلود و وابستگیها، پاک و خالص می‌کنیم، ریشه و نهال انقلابمان عمیق و استوارتر می‌شود و از انحراف و شکست مصون می‌ماند</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN>»<o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>در مبارزات، هیچ‌گاه به مسیر انحرافی گام ننهاد و همیشه از محضر علما و روحانیون کسب فیض می‌کرد. عشق و علاقه زیادی به حضرت امام خمینی(ره) داشت و تکه کلامش این بود: «من مخلص و چاکر امام هستم.» از جمله سخنانش این بود : «مادامی که به خدا اتکا داریم و رهبریت بزرگی چون امام داریم، هیچ غمی نداریم».<o:p></o:p></FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>سید محمد دارای روحیه‌ای عرفانی بود و بسیاری از اوقات دیده می‌شد که در حال راز و نیاز با خدای خود است. زمانی که در زندان به سر می‌برد، از نماز شب غفلت نمی‌کرد. تواضع و فروتنی در سید موج می‌زد. با وجود اینکه فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده داشت خود را یک بسیجی می‌دانست و در حالی که فرماندهی قاطع بود اما رابطه عاطفی و برادرانه خود را با نیروهای تحت امر حفظ کرده بود. او به تربیت کادرهای کارآمد توجه خاصی داشت و در رشد دادن نیروهای مردمی، تلاش چشمگیری نمود. صبر و استقامت، فداکاری و شهادت‌طلبی از خصایص بارزی بود که وجود سید را بسان شمعی در انقلاب ذوب نمود و جان شیرینش را فدای جانان کرد</SPAN><SPAN dir=ltr></SPAN><SPAN dir=ltr><SPAN dir=ltr></SPAN>.</SPAN><SPAN lang=AR-SA><o:p></o:p></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;<IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-7.jpg" align=baseline border=0></FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA><o:p><FONT color=#003399></FONT></o:p></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>نحوه شهادت</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA> : در ساعت&nbsp;۱۹:۳۰&nbsp;سه شنبه هفتم مهرماه&nbsp;۱۳۶۰ (بعد از عملیات ثامن‌الائمه) یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰&nbsp;از اهواز به مقصد تهران در حرکت بود تا بدن پاک و مطهر شهدا را به خانواده‌هایشان و مجروحین عزیز جنگ را به بیمارستانها برساند، که در منطقه کهریزک تهران دچار سانحه شد و سقوط کرد . بعداً مشخص گردید که سازمان منافقین ضد خلق که خیانت و خدمت به دشمن چهره‏شان را برای همیشه در تاریخ سیاه کرده است، هواپیمای سرداران و رزمندگان اسلام را بمب گذاری کرده‏اند. از جمله شهدای این سانحه تیمسار سرلشکر شهید ولی الله فلاحی (جانشین رئیس ستاد مشترک آجا)، سرتیپ شهید موسی نامجو (وزیر دفاع)، سرتیپ خلبان شهید جواد فکوری (مشاور جانشین رئیس ستاد مشترک آجا)، سردار سرلشکر پاسدار شهید یوسف کلاهدوز (قائم مقام فرماندهی کل سپاه) و سردار سرلشکر پاسدار شهید سید محمد علی جهان‌آرا (فرمانده سپاه خرمشهر) بودند. شهید سید محمد علی جهان‌آرا پس از سالها مبارزه، تلاش و فداکاری خالصانه در سخت‌ترین شرایط، به آرزوی دیرین خود رسید و به شرف شهادت نایل آمد.</SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA></SPAN></FONT>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA></SPAN></FONT><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>تجلیل مقام معظم رهبری از شهید محمد جهان آرا</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1> </FONT>: من مایلم اینجا یادی بکنم از محمد جهان آرا، شهید عزیز خرمشهر و شهدایی که در خرمشهر مظلوم آن طور مقاومت کردند. آن روزها بنده در اهواز از نزدیک شاهد قضایا بودم. خرمشهر در واقع هیچ نیروی مسلح نداشت. نه که صد و بیست هزار (مانند بغداد) نداشت بلکه ده هزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانک تعمیری از کار افتاده را مرحوم شهید اقارب پرست – که افسر ارتشی بسیار متعهدی بود – از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمیر کرد. (البته این مال بعد است، در خود آن قسمت اصلی خرمشهر نیرویی نبود) محمد جهان آرا و دیگر جوانهای ما در مقابل نیروهای مهاجم عراقی – یک لشکر مجهز زرهی عراقی با یک تیپ نیروی مخصوص و با نود قبضه توپ که شب و روز روی خرمشهر می بارید – سی و پنج روز مقاومت کردند. همانطور که روی بغداد موشک می زدند، خمپاره ها و توپهای سنگین در خرمشهر روی خانه های مردم مرتب می بارید، اما جوانان ما سی و پنج روز مقاومت کردند. بغداد سه روزه تسلیم شد ملت ایران، به این جوانان و رزمندگانتان افتخار کنید. بعد هم که می خواستند خرمشهر را تحویل بگیرند، دوباره سپاه و ارتش و بسیج با نیرویی به مراتب کمتر از نیروی عراقی رفتند خرمشهر را محاصره کردند و حدود پانزده هزار اسیر در یکی دو روز از عراقیها گرفتند. جنگ تحمیلی هشت ساله ما، داستان عبرت آموز عجیبی است. من نمی دانم چرا بعضی ها در ارائه مسائل افتخار آمیز دوران جنگ تحمیلی کوتاهی می کنند. </SPAN></FONT><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #0099ff">(مقام معظم فرماندهی کل قوا&nbsp;۲۲/۱۱/۱۳۸۲ نماز جمعه تهران)</SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #0099ff"></SPAN><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: windowtext"><o:p></o:p></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>فرازی از وصیت</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA><FONT size=1>‌<B>نامه</B></FONT> :<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN>انقلاب بیش از هر چیز برای ما یک ابتلای الهی و یک آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان این ابتلا باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوب‏ها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت بایستیم و از طولانی شدن این ابتلا و افزایش سختی‌ها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینکه خود را از قید آلودگی‏های شرکین و وابستگی‏ها، پاک و خالص می‌کنیم، انقلابمان و حرکت امت شهیدپرور، عمیق‏تر و استوارتر می‌شود و از انحراف و شکست مصون می‌ماند.</SPAN></FONT></P>]]></description>
					<pubDate>Fri, 23 May 2008 12:41:36 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=59</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/03/03/post-59/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[آه و واو یلا کو جهان آرا ؟!]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/03/02/post-58/</link>
					<description><![CDATA[<SPAN>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"></SPAN><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p><FONT color=#003399><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">اشاره</SPAN></B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">: اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۵ ، به همراه جمعی از نویسندگان، سفری به کربلای جنوب داشتیم. برخی از همراهان عبارت بودند از : قاسمعلی فراست، دکتر محسن پرویز (معاون وزیر ارشاد)، محسن مؤمنی (مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری)، دکتر یعقوب آژند، حجة الاسلام پارسانیا (رئیس داشگاه باقرالعلوم)، رضا امیرخانی، محمد رضا بایرامی، محمود اکبرزاده، رضا رئیسی و ... . یادداشت‌های این سفر – که با یاد شهید سید مرتضی آوینی نگاشته شده بود - تیرماه همان سال در چند شماره‌ی روزنامه‌ی رسالت به چاپ رسید. در این مجال، به مناسبت ایام ، چند فراز کوچک از آن را به شما خوبان و همراهان وبلاگ روایت‌های آسمانی، تقدیم می‌کنم.<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<UL style="MARGIN-TOP: 0in" type=disc>
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>روز مبارک و سعادت بزرگی است. عید سعید غدیر در میان عده‌ای اهل دل قرار بگیری و عازم کربلای جنوب باشی. [...] آب پرتقال بعد از شیرینی بستنی را که می‌خورم، فکر می‌کنم چگونه با این وضع مدعی هستیم که اعزامی نزدیک به زمان جنگ خواهیم داشت؟ آن زمان در یک کوپه‌ی قطار درجه دو یا سه،&nbsp;۹ نفر از رزمندگان جای می‌گرفتند، ولی اکنون در سالن غذاخوری فرودگاه، بلیط رفت و برگشت هواپیما را به دستمان می‌دهند: تذکره‌ی کربلا !<o:p></o:p></FONT></SPAN> 
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>هواپیما که از زمین بلند می‌شود، ما نیز دل‌هایمان را از تهران کنده‌ایم و پیشاپیش به زیارت شهدایمان روانه کرده‌ایم.<o:p></o:p></FONT></SPAN> 
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>به آبادان که می‌رسیم دلم می‌گیرد. فقر در برخی محله‌ها ریشه دوانده است. گرچه درخت فقر به گونه‌ای نیست که از پشت پنجره‌ی خودرو بتوان ریشه‌های آن را دید، ولی شاخ و برگ آن مشهود است. سراسر جنوب همین‌طور است. گاهی در کنار جاده چند کودک و نوجوان را می‌بینی که با پاهای برهنه به دنبال یک توپ زهوار در رفته روی خار و خاشاک می‌دوند و مثلاً فوتبال بازی می‌کنند و زمانی دخترک‌های خرد را می‌بینی که بارهای کلان بر دوش گرفته‌اند: ارث مظلومیت جوانان به معراج رفته‌شان!<o:p></o:p></FONT></SPAN> 
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><FONT color=#003399><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">راهی خرمشهر می‌شویم. زمانی که خرمشهر خونین‌شهر بود، حتی یک ساختمان سالم در آن یافت نمی‌شد و تو گویی اکنون شهر جدید ققنوس‌وار از از میان خاکسترها سربرآورده و دوباره خرمشهر گشته است. یاد شهید سید مرتضی آوینی به خیر که می‌گفت:«خرمشهر دروازه‌ای در زمین دارد و دروازه‌ای دیگر در آسمان. آن روزها زمین و آسمان به هم پیوسته بود» و اکنون لابد جز کوچه‌ای تنگ از زمین به آسمان راه نیست و «ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری / برحذر باش که سرمی‌شکند دیوارش».</SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></LI></UL>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.25in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;<IMG alt="شهید محمد علی جهان آرا" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/jahanara-1.jpg" align=baseline border=0></FONT></o:p></SPAN></P>
<UL style="MARGIN-TOP: 0in" type=disc>
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>خیابان‌های خرمشهر را که پشت سر می‌گذاریم، به یاد خون‌های مبارکی می‌افتم که وجب به وجب این خاک‌ها را آبیاری کرده است و زمزمه می‌کنم:«محمد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته، خون یارانت، پر ثمر گشته، آه و واویلا، کو جهان آرا؟!» و آن‌گاه با خود می‌گویم:«ما زنده‌ایم یا شهدا؟» ناگهان سنگینی نگاه شهید محمد علی جهان آرا را بر خودم احساس می‌کنم که نگران ماست و چه کسی بیش از شهیدان دغدغه‌ی فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) را خواهد داشت؟<o:p></o:p></FONT></SPAN> 
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>در خیابان‌های فرعی خرمشهر، آثار جنگ هنوز هویداست. آن قدر خانه‌های نیم‌ساخته به چشم می‌خورد که آدمی خیال می‌کند به یک شهر زلزله زده وارد شده است! از جلوی گلزار شهدا که عبور می‌کنیم، مشاهده می‌شود گلزار هنوز شکلی آبرومند به خود نگرفته و علت را که می‌پرسیم، آن برادر بسیجی خرمشهری می‌گوید:«گفته‌اند درد دل نکنیم!» و من خود از این مجمل حدیث مفصل می‌خوانم.<o:p></o:p></FONT></SPAN> 
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>مهمانانی که برای زیارت قدوم شهدا به خرمشهر می‌آیند، حتماً سری هم به مسجد جامع می‌رنند و ما در میان دیگر کاروان‌های زائر، دوستانمان را می‌یابیم و دکتر آژند شاگردانش را و تو گویی محشر برپاشده ‌است و هر کس در میان دوستان خویش است. و اما من باز همان نگاه سنگین و نگران شهدا را حس می‌کنم که از فراز مسجد نظاره‌مان می‌کنند و یا به نظاره‌مان می‌خوانند! داخل مسجد نیز به عکس‌های شهیدان مزین شده است تا چشم‌های تن نیز ببینند و به خاطر داشته باشیم که استقلال و آزادی، و ایمان و دین‌داری خون می‌خواهد و نمازی را که اکنون به شکوه جماعت می‌خوانیم، به رایگان به ما نرسیده است.<o:p></o:p></FONT></SPAN> 
<LI class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list .5in"><FONT color=#003399><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">هواپیما یک بار در دامن اصفهان به زمین می‌نشیند و بار دیگر بر سینه‌ی تهران. دوستان سرگرم خداحافظی و طلب حلالیت اند. چشمم که به سالن انتظار فرودگاه می‌افتد، بی‌اختیار زمزمه می‌کنم:«کجایید ای شهیدان خدایی». [...] در تهران که بسیاری در گرداب بی‌خبری خود و اختلاط‌های گناه آلود و بسی نفسانیات دیگر غوطه‌ورند و نه جنگ را دانسته‌اند و نه از شهیدان ایده‌ای دارند، جای خالی شهدا محسوس‌تر است!</SPAN></FONT></LI></UL>]]></description>
					<pubDate>Thu, 22 May 2008 07:17:28 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=58</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/03/02/post-58/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ازدواج‏های مکتبی کم شده است]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/30/post-57/</link>
					<description><![CDATA[<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.8in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">اشاره</SPAN></B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">: شاید در ویژه‏نامه‏ی خرمشهر مطلبی با عنوان فوق کمی عجیب باشد. اما وقتی از شهدا یاد می‏کنیم و سیره‏ی ایشان را بررسی می</SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff">کنیم، شاید گاهی به نظرمان برسد چه همه از سلوک ایشان دور شده</SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">‏ایم. شهدا ساده و بی‏تکلف بودند و ساده و بی‏تکلف هم زندگی می‏کردند. ازدواجشان نیز نه بر مبنای ظواهر دنیا که بر اساس آموزه‏های مکتب بود. بد نیست گاهی به این مسائل بیندیشیم و تلاش کنیم مکتبی باشیم. آنچه در ادامه ملاحظه می‏فرمایید، سخنان </SPAN><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">صغرا اکبر نژاد</SPAN></B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA"> (همسر </SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: green; mso-bidi-language: FA">شهید محمد جهان آرا</SPAN><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">) است.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<DIV align=right>
<TABLE class=MsoNormalTable dir=rtl style="MARGIN: 2.75pt 6.75pt; WIDTH: 83.85pt; BORDER-COLLAPSE: collapse; mso-table-overlap: never; mso-yfti-tbllook: 480; mso-table-lspace: 9.0pt; mso-table-rspace: 9.0pt; mso-table-tspace: 5.0pt; mso-table-bspace: 5.0pt; mso-table-anchor-vertical: paragraph; mso-table-anchor-horizontal: column; mso-table-left: left; mso-table-top: .05pt; mso-padding-alt: 0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-table-dir: bidi" cellSpacing=0 cellPadding=0 width=112 align=left border=0>
<THEAD>
<TR style="HEIGHT: 112.65pt; mso-yfti-irow: 0; mso-yfti-firstrow: yes; mso-yfti-lastrow: yes">
<TD style="BORDER-RIGHT: #ece9d8; PADDING-RIGHT: 5.4pt; BORDER-TOP: #ece9d8; PADDING-LEFT: 5.4pt; PADDING-BOTTOM: 0in; BORDER-LEFT: #ece9d8; PADDING-TOP: 0in; BORDER-BOTTOM: #ece9d8; HEIGHT: 112.65pt; BACKGROUND-COLOR: transparent" vAlign=top>
<P class=MsoNormal dir=ltr style="MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center; mso-element: frame; mso-element-frame-hspace: 9.0pt; mso-element-frame-vspace: 5.0pt; mso-element-wrap: around; mso-element-anchor-vertical: paragraph; mso-element-anchor-horizontal: column; mso-element-top: .05pt; mso-height-rule: exactly" align=center><B><SPAN style="FONT-SIZE: 12pt; COLOR: windowtext; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'"><o:p>&nbsp;</o:p></SPAN></B></P>
<P class=MsoNormal dir=ltr style="MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center; mso-element: frame; mso-element-frame-hspace: 9.0pt; mso-element-frame-vspace: 5.0pt; mso-element-wrap: around; mso-element-anchor-vertical: paragraph; mso-element-anchor-horizontal: column; mso-element-top: .05pt; mso-height-rule: exactly" align=center><B><SPAN style="FONT-SIZE: 12pt; COLOR: windowtext; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'"><o:p></o:p></SPAN></B>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=ltr style="MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center; mso-element: frame; mso-element-frame-hspace: 9.0pt; mso-element-frame-vspace: 5.0pt; mso-element-wrap: around; mso-element-anchor-vertical: paragraph; mso-element-anchor-horizontal: column; mso-element-top: .05pt; mso-height-rule: exactly" align=center><B><SPAN style="FONT-SIZE: 12pt; COLOR: windowtext; FONT-FAMILY: 'Times New Roman'"><o:p><IMG alt="شهید جهان ارا" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/sh-jahanara.jpg" align=baseline border=0></o:p></SPAN></B></P></TD></TR></THEAD>
<TBODY></TBODY></TABLE></DIV>
<UL dir=rtl>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=AR-SA>محمد خواستگاری را مستقیم طرح نکرد. یکی از دوستان را واسطه کرده بود. بعد خودش به تنهایی آمد و با خانواده</SPAN><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">‏ام صحبت کرد. خانواده‏ام مردّد بودند و زیاد موافق نبودند. محمد تحصیل در رشته‏ی مدیریت دانشگاه تبریز را نیمه‏کاره رها کرده بود و این از نظر خانواده‏ی ما نقطه ضعف بود. اما محمد به خاطر فعالیت برضد طاغوت این کار را کرده بود و من هم تصمیم خود را گرفته بودم که با او همراه شوم.</SPAN></FONT></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>مهریه‏ی من یک جلد کلام الله مجید با یک سکه طلا بود. سکه را بعد از عقد به او بخشیدم، اما قرآن را پس از ازدواج خرید و روی صفحه‏ی اولش جملاتی نوشت. یکی از جملاتش این است:«امیدم در این است که این کتاب اساس حرکت مشترک ما باشد و نه چیز دیگر که همه چیز فناپذیر است جز این کتاب». حالا هر وقت خستگی بر من غلبه می‏کند، این جمله‏ها را می‏خوانم و آرام می‏گیرم.</FONT></SPAN></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">عقدمان را بر سر مزار شهید علی جهان آرا (برادر<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN>محمد) برگزار کردیم. یک روز عصر بود و خودمان دو نفر بودیم.متعهد شدیم که کمک و همکار هم باشیم. عقد رسمی هم با سادگی و در منزل ما – با حضور خانواده‏ی محمد و چند تن از دوستان – برگزار شد. این شروع زندگی ما بود و چند هفته بعدش راهی خرمشهر شدیم.</SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><FONT color=#003399><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">قبل از جنگ او فرصت زیادی برای حضور در منزل نداشت. طبق قرارمان یک روز در میان به خانه می‏آمد، البته ساعت 10 شب می‏‏آمد و 7 صبح می‏رفت و در این مدت کارهایش را با تلفن انجام می‏داد. فرصت اینکه بتواند به کارهای جنبی منزل برسد نداشت و بیشتر کارها بر عهده‏ی من بود. زندگی محمد به عنوان فرمانده سپاه، الگویی برای بچه‏های سپاه شده بود و احساس می‏کردند با وجود مشغله هم می‏توانند وارد زندگی مشترک شوند و ازدواج کردند.</SPAN><SPAN dir=ltr style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></FONT></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>در مجموع دو سال و دو ماه با هم زندگی کردیم. هر لحظه‏اش برایم خاطره است. یکی از خصوصیات محمد هدیه دادنِ ایشان به من بود. شاید خیلی از آقایان سالگرد عقد و ازدواجشان را فراموش کنند، اما محمد تمام این روزها را به خاطر داشت و امکان نداشت فراموش کند، حتی اگر من در تهران بودم، باز او با ارسال نامه‏ای از این روزها یاد می‏کرد. در نامه‏ها مسئولیت‏های خودش و مرا می‏نوشت. نامه‏ای نبود که بنویسد و از امام [ره] یادی نکند. همه‏ی این نامه‏ها را دارم و هنوز برایم عزیز هستند. هر بار که آنها را می‏خوانم می‏بینم که این جوان 25 ساله چه روحیه‏ی لطیف و عمیقی داشته است. روحیه‏ای که در محیط خشن جنگ همچنان پایدار ماند.</FONT></SPAN></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>محمد متواضع بود و خودش را نمی‏دید. آنچه می‏دید انقلاب و امام [ره] بود.</FONT></SPAN></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>یک روز از من پرسید:«اگر شهید شوم چطور برخورد می‏کنی؟» من هم یک جواب داشتم:«چون شهادت حق است، خدا هم صبر آن را می‏دهد.» و همان چیزی را که از خالق خودمان انتظار داریم، به من عطا کرد: همان صبر را!</FONT></SPAN></DIV>
<LI>
<DIV class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA"><FONT color=#003399>یک ماه قبل از شهادتش در تهران بود. حال خاصی داشت. می‏دیدم موقع نماز قنوت‏هایش عوض شده و بیش از حد در قنوت می‏ایستد. همین نشانه‏ها مرا به فکر فرو برد که شهادت محمد نزدیک است. در روزهای آخر برخوردهای عاطفی‏اش بیشتر شده بود. موقع آخرین خداحافظی با حالت عجیبی حمزه را بغل کرد. حمزه کمتر از یک سال داشت. چنان او را در آغوش گرفت که گمان کردم با تمام وجود دارد او را می‏بوید. انگار سیر نمی‏شد، بعد کنده شد و رفت. یک ماه بعد هم در پزشکی قانونی چشمم به عکسش افتاد. و بعد در مراسم هم جنازه‏اش را دیدم. بعد از گذشت این همه سال هنوز چهره‏اش برایم تازه است و این آرامش مرا سرپا نگه داشته است.</FONT></SPAN></DIV></LI></UL>]]></description>
					<pubDate>Mon, 19 May 2008 09:01:47 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=57</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/30/post-57/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خرمشهر پابرجا ایستاد]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/26/post-56/</link>
					<description><![CDATA[<SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #003399; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US"><SPAN dir=rtl>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="COLOR: #6600ff; mso-bidi-language: FA">خالد سلمان محمود کاظمی، یکی از افسران بلند پایه عراقی است که در اشغال خرمشهر شرکت داشته است. وی در خاطراتش می‏نویسد:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">با تلخی هر چه تمام‏تر اعتراف می‏کنم که اشغال خرمشهر یک اشتباه استراتژیکی برای عراق بود<SUP><FONT color=#ff0000>۱</FONT></SUP>؛ زیرا خرمشهر شهری نبود که با یک گلوله‏ی دشمن از پا درآید. خرمشهر در طول دوران اشغال همچنان پابرجا ایستاد و با تمام توان با ما مقابله کرد. همین مسئله باعث شد تا فرماندهی ما در محاسباتش تجدید نظر کند. قائد ما می‏پنداشت که به محض رسیدن تانک‏ها به خرمشهر، مردم با دسته‏های گل به استقبالمان می‏آیند و برای آزاد سازی(؟) به ما تبریک می‏گویند. قائد ما چنین می‏پنداشت یا حداقل با چنین تصوری افسرانش را فریب می‏داد؛ اما بعد چه شد؟ مردم این شهر با گلوله و سرنیزه و سخنانی درشت از ما استقبال کردند. آنها به معنای واقعی کلمه خمینی گونه و پیرو حسین (ع) بودند. آنها یکپارچه قیام<SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </SPAN>و مبارزه شدند، زمین را به لرزه درآوردند و دشمنان را از شهر بیرون ریختند.</SPAN></P><SPAN lang=FA style="mso-bidi-language: FA">
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #3399ff; mso-bidi-language: FA">پ.ن</SPAN></B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #3399ff; mso-bidi-language: FA">: ۱- این افسر عراقی فراموش کرده بگوید که اصولاً حمله به ایران اشتباه احمقانه‏ای بود.</SPAN><SPAN dir=ltr style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #3399ff; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN></P><o:p></o:p></SPAN></SPAN></SPAN>]]></description>
					<pubDate>Thu, 15 May 2008 14:09:06 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=56</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/26/post-56/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خرمشهر شهری در آسمان - بخش پایانی]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/21/post-55/</link>
					<description><![CDATA[<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt"><FONT color=#003399>۱۳۶۱/۳/۲&nbsp;&nbsp;– آغاز مرحله‌ی چهارم</FONT></SPAN></B><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>: در ساعت&nbsp;۲۲:۲۵ هجوم از سه نقطه آغاز و محاصره‌ی خرمشهر کامل می‌شود؛ اما بنا به دستور اکید فرماندهی کل قوای عراقی و وعده های فرمانده نیروهای دشمن و تشویق آنها، مقاومت دشمن در خرمشهر ادامه دارد. بر اساس یکی از سندهای به دست آمده از سنگرهای نیروهای عراقی مستقر در خرمشهر، ثابت می شود که این شهر برای دشمن از اهمیت زایدالوصفی برخوردار بوده است:« <FONT color=#999999>دفاع از خرمشهر نگهبانی از پیروزی است ؛ دفاع از خرمشهر، شرافت آزادگان عراقی(؟) را به همراه خواهد داشت؛ دفاع از خرمشهر، نابودی دشمن فارسی(؟) را تضمین می کند</FONT>.»</FONT></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN style="mso-spacerun: yes"><FONT color=#003399>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT></SPAN></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><IMG alt="اشغالگران خرمشهر" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-3-1.jpg" align=baseline border=0><BR></SPAN><FONT color=#000000><SPAN lang=AR-SA style="COLOR: #ffcc00"></P>
<P class=MsoNormal style="MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="COLOR: #5f5f5f">نیروهای متجاوز عراقی مستقر در خرمشهر</SPAN></SPAN></FONT></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p></o:p></SPAN><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt"><FONT color=#003399>۱۳۶۱/۳/۳&nbsp;</FONT></SPAN></B><FONT color=#003399><B><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 9pt; mso-bidi-language: FA">– فتح بزرگ</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA>: حلقه‌ی محاصره‌ی خرمشهر به قدری تنگ شده است که حتی فرماندهان نیروهای عراقی نیز ناامید شده‌اند و درصدد نجات نیروهایشان هستند. فرمانده نیروهای عراقی مستقر در خرمشهر کشته می‌شود. انواع کلاه‌ها و پوتین‌ها، به طرز حیرت آوری در کنار اروندرود به نشانه‌ی فرار مذبوحانه‌ی سربازان و فرماندهان عراقی تل انبار می‌شود. بسیاری از سربازان در حال فرار غرق می‌شوند. صدای رزمندگان اسلام از بلندگوها پخش می‌شود و نیروهای عراقی را به تسلیم دعوت می‌کند. عراقی‌هایی که تا ساعاتی پیش غرور ناشی از تجاوز در چهره‌شان موج می‌زد، رام و وحشت زده، دسته دسته خود را تسلیم می‌کنند. در دست بعضی از آنها عکس امام(ره) و قرآن دیده می‌شود. باز هم دشمن غافلگیر شده است.</SPAN></FONT><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><IMG style="WIDTH: 300px; HEIGHT: 195px" alt="اسرای عراقی در عملیات بیت المقدس" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-3-2.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>خرمشهر بعد از&nbsp;۵۷۵ روز اشغال، آغوش خود را به روی رزمندگان اسلام گشوده است. شهری که بدون سلاح و امکانات و با وجود خیانت‌های عناصر خود فروخته، پس از&nbsp;۳۴ روز مقاومت، به دست دشمن افتاده بود، اکنون در مدت&nbsp;۲۵ روز آزاد شده است. رزمندگان برای ادای نماز شکر به مسجد جامع رفته‌اند و خبر آزادی خرمشهر در ساعت&nbsp;۱۴ از صدای جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌شود.</FONT></SPAN><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN style="mso-spacerun: yes"><FONT color=#003399>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT></SPAN></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><IMG style="WIDTH: 200px; HEIGHT: 281px" alt="مسجد جامع خرمشهر پس از آزادی" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-3-3.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>خرمشهر را خدا آغاز کرده است و رزمندگان و مردم مغرور نیستند. همه نماز شکر به‌جا‌می‌آورند و با فرارسیدن شب بر فراز بام ها ندای تکبیر سر می‌دهند. رزمندگان، مردم و مسئولین در برابر خالق متعال رفتاری خالصانه و خاضعانه دارند. در آستانه‌ی آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام، یکی از فرماندهان به محضر حضرت امام خمینی(ره) رفته بود و وقتی به توانایی رزمندگان برای بازپس گیری خرمشهر اذعان کرده بود، امام(ره) فرموده بودند:«الحمدلله» سپس دعا کرده و فرموده بودند: «ما باید به خدا توکل کنیم.» در زمان اشغال خرمشهر توسط ارتش بعث نیز، وقتی حضرت امام(ره) مهیای اقامه‌ی نماز و آماده‌ی گفتن تکبیرة الاحرام بودند، خبر سقوط شهر را به ایشان گفته بودند و امام فقط فرموده بودند: «جنگ است دیگر» و رو به قبله کرده و قامت بسته بودند:«الله اکبر.»</FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><IMG style="WIDTH: 300px; HEIGHT: 228px" alt="خرمشهر را خدا آزاد کرد - امام خمینی" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-3-4.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P>]]></description>
					<pubDate>Sat, 10 May 2008 09:51:29 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=55</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/21/post-55/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خرمشهر شهری در آسمان - ۲]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/20/post-54/</link>
					<description><![CDATA[<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399><SPAN dir=rtl></SPAN><B><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #003399; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US"><SPAN dir=rtl></SPAN>۱۳۶۱/۲/۹- آغاز مرحله‌ی دوم</SPAN></B>: ساعت&nbsp;۲۲:۳۰ است که دستور مرحله‌ی دوم عملیات، به منظور رسیدن به مرز بین المللی و محاصره‌ی خرمشهر صادر می‌شود. رزمندگان اسلام به سرعت جاده‌ی مرزی و مرز بین‌المللی می‌رسند. دشمن سر در گم می‌شود و نسبت به ادامه‌ی حضور در منطقه و اجرای ضدحمله، دچار تردید جدّی می‌شود. برتری رزمندگان اسلام نسبت به دشمن قطعی شده است و ابتکار عمل به طور کامل در اختیار نیروهای اسلام است.</FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;در</FONT></o:p></SPAN><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>ادامه‌ی این مرحله، محاصره‌ی خرمشهر تشدید می‌شود و مواضع رزمندگان اسلام تثبیت و ارتباط خط مقدم با عقبه، از طریق جاده‌ی اهواز خرمشهر برقرار می گردد.</FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><IMG alt=خرمشهر hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-2-1.jpg" align=baseline border=0>&nbsp;<IMG alt="" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-2-2.jpg" align=baseline border=0></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399><SPAN dir=rtl></SPAN><B><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #003399; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US"><SPAN dir=rtl></SPAN>۱۳۶۱/۲/۱۹ – آغاز مرحله‌ی سوم</SPAN></B>: نیمه‌های شب است و نیروهای ارتش عراق دستپاچه عقب نشینی می‌کنند. فرماندهان ارشد عراقی، بصره را در خطر هجوم رزمندگان اسلام دیده‌اند و برای پدافند آن عقب نشینی می‌کنند. دیگر مقاومت دشمن در خرمشهر بی‌فایده است. این مرحله در ساعت&nbsp;۲۲ آغاز می‌گردد و روز بعد نیز ادامه می‌یابد و علاوه بر انهدام نیروهای دشمن، نحوه‌ی آرایش دشمن مشخص می‌شود و همین زمینه ساز طراحی دقیق مرحله پایانی عملیات است.</FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P><SPAN dir=ltr><o:p>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left" align=right><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT color=#003399>... ادامه دارد.</FONT></SPAN></o:p></SPAN></P>]]></description>
					<pubDate>Fri, 9 May 2008 17:42:26 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=54</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/20/post-54/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خرمشهر شهری در آسمان - ۱]]></title>
					<link>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/17/post-53/</link>
					<description><![CDATA[<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #6600ff">اشاره</SPAN></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff">: سال‏روز فتح خرمشهر را امسال در حالی جشن می‌گیریم که ایران اسلامی اکنون به عنوان یک کشور قدرتمند و هسته‏ای پذیرفته شده است، در بسیاری از زمینه‏های علمی از جمله علوم پزشکی و ژنتیک و هوا فضا به موفقیت‏های چشم‏گیری نائل شده‏ و امریکای جهان‏خوار را به زانو درآورده ‏است و اکنون استکبار هر چه می‌زند به در بسته می‌خورد و بسیاری از ملت‏های آزاده و تحت ستم چشم امیدشان را به جمهوری اسلامی ایران دوخته‏اند. از طرفی بیش از یک سال است که صدام یزید(!) مرد شماره یک تجاوز به ایران، در گوری که سال‏ها با دستان خویش می‏کند، فرو رفته است و نفرین ابدی را برای خود تضمین نموده است.</SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0.5in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #6600ff"></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align=center><SPAN lang=FA style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><IMG alt="عملیات بیت المقدس" hspace=0 src="http://ravaiat.persiangig.com/image/khoramshahr-1.jpg" align=baseline border=0></SPAN><SPAN dir=ltr style="COLOR: red; mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p></o:p></SPAN><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399><STRONG><SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #003399; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US">افول حکومت بعث</SPAN></STRONG>: بدون اغراق، شمارش معکوس افول حکومت بعث، از عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر آغاز شد. عملیاتی که طی&nbsp;۲۵ روز و در&nbsp;۴ مرحله، دستاوردهایی چون:«آزادسازی خرمشهر، پادگان حمید، هویزه، جفیر و حسینیه؛&nbsp;۱۹۰۰۰ تن اسیر و&nbsp;۱۶۵۰۰ تن کشته و زخمی از دشمن؛ انهدام عدوات جنگی دشمن و غنایم متعدد» به همراه داشت.</FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>سرعت عمل نیروهای اسلام و طرح مانور عالی، حامیان منطقه‌ای و جهانی صدام را به وحشت واداشت. تا حدی که برخی تحلیلگران، از توانایی ایران در برقراری نظام جمهوری اسلامی در عراق، ابراز نگرانی کردند. با این توضیح، مروری بر عملیات پرافتخار بیت‌المقدس خالی از لطف نیست.</FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399><STRONG>۱۳۶۱/۲/۹</STRONG>&nbsp;– <SPAN lang=AR-SA dir=rtl style="FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #003399; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US"><STRONG>آغاز مرحله‌ی اول عملیات</STRONG></SPAN>: شب از نیمه گذشته است و نیروها در مواضع خود مستقر شده‌اند و آماده‌ی صدور فرمان عملیات هستند. فرمانده سپاه به دلیل ابهامش در مورد رفتن به سمت خرمشهر و چگونگی پاتک دشمن، استخاره می‌کند. آیه با نقل داستان حضرت موسی(ع)، این نوید را به همراه دارد:«نترسید، ما شما را از قوم ظالمین نجات خواهیم داد.» فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه مرکزی کربلا گرد آمده‌اند و شهید آیت الله صدوقی(ره) و آیت الله مشکینی هم حضور دارند. </FONT></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN lang=AR-SA><FONT color=#003399>آیاتی از سوره‌ی فتح تلاوت می شود و در ساعت&nbsp;۲۴:۳۰ رمز عملیات توسط فرماندهی قرارگاه اعلام می‌شود: <FONT color=#009900>یا علی بن ابی طالب</FONT>! روز&nbsp;۱۳ رجب است و صادق آهنگران روضه می‌خوانَد و دعای ملکوتی توسل، فضای قرارگاه مرکزی را عطرآگین کرده است. در کنار هدایت نیروها توسط فرماندهان، شهید صدوقی(ره) و آیت الله مشکینی(ره)، برای رزمندگان پیام می‌فرستند. رزمندگان ضمن عدول از نظر متخصصان مجرّب جنگ، با طرحی ابتکاری و بر خلاف انتظار و آرایش دشمن، از کارون عبور می کنند و از پهلو به دشمن می‌زنند. اگر چه ارتش عراق قبل از شروع عملیات در مورد تهاجم رزمندگان اسلام هوشیار بوده است، اما نسبت به «زمان» و «تاکتیک» غافل‌گیر می شود و در پایان روز نخست، دستاوردهای نبرد، فراتر از محاسبات است و تعادل دشمن بر هم خورده است.</FONT></SPAN><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399>&nbsp;</FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><SPAN dir=ltr><o:p><FONT color=#003399></FONT></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left" align=right><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN lang=AR-SA><SPAN dir=rtl></SPAN><SPAN dir=rtl></SPAN><FONT color=#003399>... ادامه دارد.</FONT></SPAN></P>]]></description>
					<pubDate>Tue, 6 May 2008 17:01:59 GMT</pubDate>
					<comments>http://revaiat.blogsky.com/Comments.bs?PostID=53</comments>
          <guid>http://revaiat.blogsky.com/1387/02/17/post-53/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
