X
تبلیغات
رایتل
بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم
روایت‏های آسمانی
صفحه اصلی ای میل مدیر وبلاگ
می نویسم و نگاهم به آسمان است، در انتظار سپیده!
یک نگاه
 امیر عباس در 15 سالگی

یک سخن
قطعنامه که پذیرفته شد و آتش بس که اعلام شد، من یک باره به خودم آمدم، دیدم که سفره را برچیده اند و نصیب من از روزی شهادت فقط حسرت است. بعد ازخودم پرسیدم: ابراهیم! آیا حقیقتاَ درجستجوی شهادت بوده ای؟ دیدم که نه. باز از خودم پرسیدم: ابراهیم! اکنون چه؟ آیا آماده ی دیدار حق هستی؟ و باز پاسخ درونی ام حاصلی جز حسرت و اندوه نداشت. دیدم که با تمام وجود به این قفس خاکی چسبیده ام و بال و پر پروازم نیست. تعارف با خودم را کنار گذاشتم. دیدم که در این مدت از شهادت فقط دم می‌زده ام، اما بارها آن را رد کرده ام. دیدم شهادت هدیه ای است از طرف خدا که ابتدا باید بپذیری، بعد به آن برسی. و بدا به حال من! من در جام زهری که امام نوشید، آب حیات یافته بودم و بدا به حال من! من از قطعنامه متولد شدم.

شیرینی و لذت زندگی در آن است که مرد در انتظار مرگ ننشیند، بلکه به دنبال آن برود و آن را در آغوش بکشد. شیرینی زندگی در آنجاست که حلاوت مرگ را دریابی و اینچنین است که قاسم بن الحسن - علیهما السلام - از مرگ تعبیر «احلی من العسل» دارد. شرافت و کرامت آدمی ‌از زندگی و مرگش رقم می‌خورد و من همواره از خدای لایزال خواسته ام که چگونه زیستن و چگونه مردن، هر دو را، او به من بیاموزد … .

(برگرفته از داستان کوتاه «ویزای بهشت» نوشته ی امیر عباس)
فهرست موضوعی این وبلاگ
آرشیو این وبلاگ
از آرشیو وبلاگ‏های قبلی‏ام
بگذارید نام و یاد شهدا رنگ ثابت زندگی روزمره‏ی ما باشد. (مقام معظم ولایت)

شنبه 22 دی 1386
دسته‌ی چهارم، وفادار و ثابت قدم!

معروف است که از حمید برادر کوچک آقا مهدی باکری، سخنی نقل شده که گویا از وصیت نامه‏ی این سردار شهید است. ایشان ظاهراً می‏نویسند:«دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند، در غیر این صورت زمانی فرا می‏رسد که جنگ تمام می‏شود و رزمندگان امروز سه دسته می‏شوند: دسته‏ای به مخالفت با گذشته‏ی خود بر می‏خیزند و از گذشته‏ی خود پشیمان می‏شوند، دسته‏ای راه بی‏تفاوتی را بر می‏گزینند و در زندگی مادّی غرق می‏شوند و همه چیز را فراموش می‏کنند و دسته‏ی سوم به گذشته‏ی خود وفادار می‏مانند و احساس مسئولیت می‏کنند که از شدّتِ مصائب و غصه‏ها دِق خواهند کرد.»

سردار شهید حمید باکری از سر دل‏تنگی آینده را پیش بینی کرده‏اند؛ ولی با تمام احترامی که به شهدا و این شهید والامقام قائل هستیم، باید اشاره شود که این تقسیم‌بندی ناقص است، چرا که گروه چهارمی هستند که مانده‏اند و طلایه‏دار ارزش‌ها هستند و بسیاری از ایشان نیز درجایگاه‏های مدیریتی نظام به کار مشغول‏اند. اکنون دکتر احمدی‏نژاد، سردار صفوی، سردار محمد علی جعفری، سردار فدوی و بسیاری دیگر از این عزیزان که مدیریت‏های بزرگ کشوری و لشکری را برعهده دارند، در کدام دسته جای می‏گیرند؟ با کمی دقت می‏توان دید کسانی هم مانده‏اند که نه به گذشته‏ی ارزشی خود پشت کرده‏اند، نه در مادیات غرق شده‏اند و نه دق کرده‏اند، بلکه در صحنه حاضر اند، فعالیت می‏کنند و با شعار  ِ«ما می‏توانیم»، نگاهشان به آینده مثبت و مملو از امید است.


اعضای بلاگ اسکای نام کاربری خود را وارد کنند و بقیه در خبرنامه وبگذر (پایین سمت راست) عضو شوند
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 1176543







Powered by WebGozar

Powered by BlogSky.com

آخرین یادداشت‌های این وبلاگ